تغییر آدرس وبلاگ
به امید دیدار شما در نوشته های ممنپا
نوشته های ممنپا
به امید دیدار شما در نوشته های ممنپا
با توجه به کلام مولایم امام خامنه ای مبنی بر آمادگی به عنوان افسر جنگ نرم، فضای جدیدی را جهت این اقدام می طلبد که به زودی آدرسش رو به دوستان اطلاع می دهم...
آمریکایی ها خیال کردند که
میتونن با پرتاب گوجه حرکت قهرمانانه ی منتظر الزیدی رو از اذهان جامعه ی جهانی پاک کنن....در حالی که هر شخصی در هر جای عالم می فهمد که حرکت "منتظر" مردمی و ظلم ستیزانه است و حرکت این دلقکا کاملآ از سوی صهیونیست انجام شده و یک سناریوی ازقبل آماده شدست...
طبیعتآ آن صدای نیی که از سینه ی داغدیده ی عاشق برآید سوزناک تر است.....پس گوجه و لنگه کفش فرق می کنند!!!!

به علاوه منتظر الزیدی سه سال حبس خواهد کشید و این دلقکا با عطوفت دکتر احمدی نژاد آزاد شدند...البته قرار هم نبود اگه احمدی نژاد نمیبخشید اینا هم مجازات شوند و اصن به این غربی ها نیومده حرکت عدالت خواهانه بیان...

برای تماشای پرتاب گوجه به سوی رییس جمهور اسلامی ایران در ژنو اینجا کلیک کنید
می خواهم پا برهنه در آسمان راه بروم،دست خستگیم را به سوی باغچه مهربانی خدا بلند کنم،شاخه گلی از آن برچینم و در سبزینگی بهار " مهرش" را جشن بگیرم..
عباسعلی کدخدایی،سخنگوي شوراي نگهبان قانون اساسي در جمع خبرنگاران و در جواب يکي از پرسشگران مساله ي کانديداتوري زنان رو اينگونه جواب داد:
تا به حال در مورد ترکيب " رجل مذهبي يا سياسي " که در اصل ۱۱۵ قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران از شرايط رييس جمهور نام مي برد، در شوراي محترم نگهبان تفسيري ارائه نشده و در اين سکوت قطعآ زنان مي توانند اعلام کانديداتوري کنند.
هميشه و قبل از هر انتخابات هميشه اين بحث اوج مي گيرد.بايد براي يک بار هم که شده شوراي نگهبان در اين مورد راي تفسيري خود را ارائه کند.
البته نظر محتمل بنده اين است که شوراي نگهبان منتظر است که اين مساله محقق شود،يعني خانمي اعلام کانديداتوري بکند و اگر از همه ي فيلترها عبور کرد، آن جا با توجه به شخص نظر دهد. به نظر بنده راي شوراي نگهبان هنگام اعلام کانديداتوري شيرين عبادي با مثلآ فاطمه رجبي در مورد رجال سياسي متفاوت خواهد بود...هرچند اين ذکاوت سياسيست، ولي مورد مقبول حقوقدانان نيست.
نظر ضعيف بنده بود.شما هم همراه شيد.
اولین کنفرانس مطبوعاتی میرحسن در حالی برگزار شد که دعایی میزبانی آن را در روزنامه ی اطلاعات بر عهده داشت...نکات منتخب این کنفرانس رو میارم و بعد بخشی از حاشیه هارو به روایت کلمه بیان میکنم...
منتخبین اظهارات:
هميشه اصل را بر اين ميدانستم که نظام حفظ شود.
وقتی از 7 ماه پیش از من سوال می شد که شرکت می کنم یا نه بر خلاف دفعات قبل جواب نه ندادم چرا که آنچه به تدریج در دوره جدید مرا به تصمیم گیری وادار کرد این بود که احساس کردم این قواعد در حال برهم خوردن است و این انگیزه ی من برای حضور در این انتخابات بود .
یکی از مهمترین این دلایل مساله قانون گریزی است....وقتی قانون گریزی نه یک بار بلکه به دفعات به رویه تبدیل شود باید درباره سرنوشت نظام احساس خطر کنیم.
دليل ديگر حضورم برهم خوردن ساختارها در سيستم تصميمگيري است.
عدم شفافيت در گردش اطلاعات در کشور، دليل سوم حضورم در صحنه انتخابات است...من به کرات مواجه شدم که ملت ما ، کشور ما ، جوانان ما و ایران ما با آمار و اطلاعات متفاوتی مواجه اند که امکان یافتن حقیقت را در این میان ندارند در شرایط مبهم که امکان گردش اطلاعات درست وجود ندارد.
وی افراط و تفریط را نگرانی دیگری دانست که از دلایل کاندیداتوری او بوده است و ادامه داد: افراط و تفریط در کارها هزینه گزافی دارد به طوری که تفریط ما را به جایی می کشاند که بحث دوستداری ملت اسراییل را مطرح می کنیم و از سوی دیگر در جاهایی آنچنان غرب ستیزی در شعارهای ما اوج می گیرد که برای جبران آن به فرستادن پیام ها و نامه های بی حاصل می پردازیم و شبیه آن را در مسایل اقتصادی هم داریم.
موسوی ادامه داد، بنده سعی خواهم کرد به آزادی های مصرح در قانون اساسی بپردازم و این را برای بقای نظام خودمان حیاتی می دانم.
یکی از مهمترین اقدامات، اصلاح الگوی مصرف منابع کم یابی است که در دست دولت قرار دارد مخصوصا منابع کمیابی مانند ارز بودجه و ... .
افراط و تفريط در زمينه سياست خارجي به ما لطمه زده است.
بعد از ایراد سخنرانی میرحسین به سوال خبرنگاران جواب داد که در لینک زیر میتونید بخونید...اما جالب ترین مسائل:
-تفاوت دیدگاه اقتصادی من در دوران جنگ به علت اقتضائات و حال
-دشوارترین مشکل دولت تورم و بیکاری است و این جز با نگاه نو به بخش خصوصی و تولید حل نمی شود.
- ازادی کانال های تلویزیونی با مدیریت نظام
-منتظر سیاست های عملی اباما هستیم.هرچند سخنانش در پراگ به پیام نوروزیش سایه افکنده
-پروژه امینت اجتماعی اثرات سوء دارد و تامین کننده اهداف نظام ما نمی باشد...این به حساب نظام گذاشته شود و من این گشت ها را جمع خواهم کرد.
-اهمیت تحزب را می دانم و یکی از کاستی های کشور نبود حزب های قوی است
-پاسخ به فارس در مورد جریانات فکری مخالف نظام:درکشور ما ممکن است ساختار شکنی را اینگونه تعبیر کنیم که کسی می خواهد با نظام بجنگد که حساب او با دستگاه های امنیتی است اما ممکن است کسی اعتقادش را به نظام از دست داده باشد اما در چهارچوب قانون عمل کند ما حق نداریم مثل کسی که از مدار شهروندی خارج شده با او مواجه شویم. وی تاکید کرد: من نمی توانم با افراد ساختار شکن کنار بیایم و هیچ وقت هم سکوت نکردم . من در همین 20 سال دست کم سالی یک تا دو سخنرانی داشتم و مواضعم را بیان کردم و بر اساس همان مواضع عمل می کنم و در اطلاعیه ای که دادم این اصول را به صراحت مطرح کردم و در آینده هم بر همین اصول متکی خواهم بود. موسوی گفت : من برای خودم قید درست نمی کنم و اینگونه نیست که سریع خط قرمز بکشم و افراد به غیر نظام یا خودی و غیر خودی تبدیل کنم من با اصلاح طلبان و اصولگرایان ارتباط قوی دارم و گفتم من اصلاح طلبی هستم که دایم به اصول رجوع می کنم و دستم را به کسانی که قانون اصول و نظام را قبول دارند دراز می کنم هنوز می گویم بسیج مدرسه عشق است و در عین حال می دانم در میان شعارهای اصلاح طلبی هم شعارهای زیبایی هست و به معنای این نیست که تایید آن شعارها اصول را نفی می کند.
-بحث هولوکاست بحث اینکه چه تعداد یهودی بودند نیست بحث این است که آیا از هولوکاست که جنایتی اتفاق افتاده فلسطینی ها چه گناهی دارند و چرا باید تقاص جنایت نازی ها را پس بدهند.
-یکی از مشغله های روزانه من درباره جوانان بود.
-ما باید جلوی فساد مالی را بگیریم اما منظور من این نیست که باید دنبال مافیای نفتی خیالی باشیم اما با روش های اجرایی و مصوبات می توان زمینه های جرم خیری را کم کرد و در نهایت اگر فاسدی پیدا شد با همکاری قوه قضاییه باید عمل کرد.
-سیاست خارجی و روزنامه جام جم: من سیاست تنش زدایی را در پیش خواهم گرفت و تلاش می کنم اعتماد سازی کنم و بدبینی های تصنعی و مربوط به موضع گیری های افراطی را از بین ببرم. درباره رابطه شرق یا غرب آنچه تعین کننده است حفظ منافع ملی ماست و ما می خواهیم با همه کشورها چه شرق و غرب ارتباط داشته باشیم.
-مساله هسته ای: در نخست وزیری و هم در زمان دولت آقای هاشمی تلاش های زیادی انجام شد که کارهای قبلی به ثمر برسد اما از هر در وارد شدیم نشد و با کارشکنی کشورهای غربی مانند روسیه چین و آرژانتین مواجه شدیم.... زمان آقای خاتمی کار جدی شروع شد و تکنولوژی در این زمینه پیش رفت تا پایان دوره ایشان کار پیشرفت زیادی کرده بود در همان دوران بحث تعلیق مطرح شد تا راه حلی برای رفع شبهات ارائه شود
-باز هم هلوکاست:پیرامون قضیه هولوکاست صحبت های لازم انجام شد اما در عین حال این سوال مطرح است که در این اتفاق چند نفر و چه کسانی کشته شده اند که طبق اعتقادات دینی و ملی ما کشته شدن هر بی گناهی جدا از آیین و مذهب او محکوم است. همچنین باید پرسید اگر هولوکاستی در کشور آلمان بوده است، این مساله چه ربطی به مردم مظلوم فلسطین دارد؟ چرا جهان غرب درباره این چنین کشتارهای جمعی و نسل کشی ها در غزه ساکت است؟ آیا این اتفاقات خود هولوکاست دیگری را پدید نمی آورد؟ اگر بحث این باشد که دولت های غربی از قضیه هولوکاست سوءاستفاده کرده و مردم مظلوم فلسطین را قتل عام کنند، بنده موافق چنین مساله ای نیستم.
-در سطح دولت حساسیت به مساله اعتیاد کم شده است
-مساله مهم گرایش کلی و حاکم در ستاد ماست که خط امامی بوده و پایبند اصول انقلاب، قانون اساسی و رهبری است.
ضمن اینکه مطلع شدیم به نقل اکثر خبرگزاری ها میرحسین موسوی با رهبر معظم انقلاب عصر دوشنبه دیدار و گفت و گو داشتند.
عوامل اصلی و عناصر اصلی آمادگی برای پیشرفت و عدالت
اگر بخواهيم عوامل اصلى و عناصر اصلى اين آمادگى را مشخص كنيم، من عرض ميكنم چند عنصر تأثير زيادى دارد:......يكى حضور نسل جوانِ تحصيلكردهى ماست.....عنصر ديگر، تجربه است. نخبگان و مسئولان كشور در طول سالهاى گذشته در مواجههى با مشكلات گوناگون، تجربههاى بسيار ذىقيمتى كسب كردهاند.....هدفمند كردن يارانههاست، كه اين ناشى از تجربهى بلندمدت نخبگان كشور است....عنصر ديگر، زيرساختهاى كشور است. امروز كشور ما مثل دههى اول يا دههى دوم انقلاب نيست كه زيرساختهاى علمى و مورد نياز را در كشور فاقد باشد......يك روزى جوانهاى ما حتّى گلولهى آر.پى.جى را نميتوانستند پرتاب كنند و نميشناختند؛ امروز همان جوانها موشك پرتابگر ماهواره ميفرستند كه چشم دانشمندان جهان را به خود جلب ميكند،...همين سركشى كردن مسئولين به گوشه و كنار اين كشور، نقاط محروم، استانهاى دوردست، در استانها به شهرهاى گوناگون رفتن، با مردم تماس گرفتن، اوضاع را از نزديك ديدن، با چشم مشكلات را مشاهده كردن، يك تجربهى عظيم و گرانقدرى براى مأمورين ما و مسئولان كشور به وجود آورده است؛ اينها زمينهى يك جهش است براى اينكه كشور بتواند انشاءاللَّه در طريق پيشرفت و عدالت حركت كند؛ و اين ايجاب ميكند كه دههى آينده - يعنى ده سالى كه از امسال آغاز ميشود - براى كشور ما و براى نظام جمهورى اسلامى، ده سال پيشرفت و عدالت باشد؛ كه همه بايد در اين قسمت تلاش و كار كنند.
مفهوم پیشرفت و عدالت
تفصيل اين اجمال را بايستى مسئولان، گويندگان، كسانى كه با افكار مردم سر و كار دارند، باز كنند؛ هم تحقيق كنند، هم به مردم اطلاعرسانى كنند...پيشرفت در يك جهتِ محض نيست.... در همهى اين زمينهها بايد پيشرفت بشود. البته با حرف نميشود، با الفاظ نميتوان كارى انجام داد، نوشتن اين چيزها روى كاغذ اثرى ندارد؛ ....اما عدالت. پيشرفت اگر با عدالت همراه نباشد، پيشرفتِ مورد نظر اسلام نيست. اينى كه ما توليد ناخالص ملى را، درآمد عمومى كشور را به يك رقم بالائى برسانيم، اما در داخل كشور تبعيض باشد، نابرابرى باشد، عدهاى آلاف و الوف براى خودشان داشته باشند، عدهاى در فقر و محروميت زندگى كنند، اين آن چيزى نيست كه اسلام ميخواهد؛ اين آن پيشرفتى نيست كه مورد نظر اسلام باشد. ....يكى از مصداقهاى عدالت، مبارزهى با فساد مالى و اقتصادى است كه بايستى جدى گرفته شود.....يك اقدام اساسى در زمينهى همين پيشرفت و عدالت، آن مسئلهاى است كه من در پيام نوروزى خطاب به ملت عزيز ايران عرض كردم؛ و آن مسئلهى مبارزهى با اسراف، حركت در سمت اصلاح الگوى مصرف، جلوگيرى از ولخرجىها و تضييع اموال جامعه است؛....من يكى دو تا از اين آمارهاى تكاندهنده را عرض بكنم؛...........تجملگرائىها، چشم و همچشمىها، هوسرانى افراد خانواده، مرد خانواده، زن خانواده، جوان خانواده، چيزهاى غير لازم خريدن؛ اينها از موارد اسراف است. وسائل تجملات، وسائل آرايش، مبلمان خانه، تزئينات داخل خانه؛ اينها چيزهائى است كه ما براى آنها پول صرف ميكنيم. پولى كه ميتواند در توليد مصرف شود، سرمايهگذارى شود، كشور را پيش ببرد، به فقرا كمك كند، ثروت عمومى كشور را زياد كند،....... بايد الگوى مصرف جامعه و كشور اصلاح شود.
موضوع ديگر در زمينهى مسائل داخلى كشور، مسئلهى انتخاباتى است
انتخابات به فضل الهى و به حول و قوهى الهى انتخابات سالمى است......من مىبينم بعضىها در انتخاباتى كه دو سه ماه ديگر انجام خواهد گرفت، از حالا شروع كردهاند به خدشه كردن. اين چه منطقى است؟
اين را هم در باب انتخابات به شما عزيزان و همهى ملت عزيزمان عرض بكنم؛ دربارهى موضع رهبرى در مورد انتخابات،
دربارهى موضع رهبرى در مورد انتخابات، گمانهزنى و شايعه و اينها همشيه بوده و خواهد بود. بنده يك رأى دارم، آن را در صندوق مىاندازم. به يك نفرى رأى خواهم داد، به هيچ كس ديگر هم نخواهم گفت كه به كى رأى بدهيد، به كى رأى ندهيد؛ اين تشخيص خود مردم است. بنده گاهى از دولت حمايت ميكنم، دفاع ميكنم؛ بعضى سعى ميكنند براى اين كار معناى نادرستى جعل و ابداع كنند. نه، من از دولتها هميشه دفاع ميكنم؛ منتها اگر دولتى بيشتر مورد تهاجم قرار گرفت و احساس كردم حملات غير منصفانهاى ميشود، بيشتر دفاع ميكنم. من طرفدار اِعمال انصافم؛ من ميگويم بايد منصف باشيم. رفتارها را نگاه كنيم؛ اين ربطى به انتخابات ندارد، بحث انصاف و بىانصافى است. حمايت كردن از خدمتگزاران در كشور، وظيفهاى است كه هم من دارم، هم همه دارند؛ اين مربوط به اعلام موضع انتخاباتى نيست. بنده از هر حركت خوبى، از هر اقدام خوبى، از هر پيشرفتى، از هر خدمتى به مردم، از هر دلجوئىاى از محرومين، از هر ايستادگىاى در مقابل ظلم و استكبار استقبال ميكنم و از آن كسى كه اين كار را كرده است، تشكر و سپاسگزارى ميكنم؛ هر دولتى باشد، هر شخصى باشد؛ اين وظيفهى من است.
مساله ي آمريکا
يكى از آزمونهاى مهم انقلاب از روز اول همين مسئله بوده است....دولت آمريكا از اول با اين انقلاب با روى عبوس و چهرهى ترش و با لحن مخالفت روبهرو شد. البته آنها با محاسباتِ خودشان حق هم داشتند. ايران قبل از انقلاب در مشت آمريكا بود؛ منابع حياتىاش در اختيار آمريكا، مراكز تصميمگيرى سياسىاش در اختيار آمريكا، عزل و نصب مراكز حساس در اختيار آمريكا؛ مرتعى بود براى چراى آمريكائيان و نظاميان آمريكائى و غير آنها.... از اول انقلاب دولت آمريكا - چه رؤساى جمهور جمهورىخواهشان، چه رؤساى جمهور دمكراتشان - با نظام جمهورى اسلامى بدرفتارى كرد؛ اين چيزى نيست كه بر كسى پوشيده باشد....تحريك مخالفين پراكندهى جمهورى اسلامى و كمك به حركتهاى تجزيهطلب و تروريستى در كشور بود؛...وقتى انقلاب شد، آن وسائل را ندادند؛ آن پولها را كه ميلياردها دلار بود، ندادند؛....به صدام چراغ سبز دادند؛...هشت سال جنگ را بر كشور ما تحميل كردند؛ قريب سيصد هزار جوانهاى ما، مردم ما در اين جنگ به شهادت رسيدند. در طول اين هشت سال - بخصوص در سالهاى آخر - هميشه آمريكائىها پشت سر صدام بودند و به او كمك ميكردند ....از تروريستهاى جنايتكارى كه در داخل كشور ما مرد را، زن را، جماعت را، فرد را كشتند، علماى بزرگ تا بچههاى خردسال را ترور كردند و كشتند، حمايت كردند؛ به اينها اجازه دادند كه در كشورشان فعاليت كنند؛.... از رژيم صهيونيستى بىقيد و شرط حمايت كردند؛ رژيم ظالمى كه يك نمونهى از ظلم آن را شما در ماجراى غزه در اين دو سه ماه پيش ملاحظه كرديد....هر وقت عليه كشور ما حرف زدند، ملت ما را تهديد كردند. البته اين تهديدها در ملت ما اثر نكرد...يكى از آمريكائىها چند سال قبل گفت ريشهى ملت ايران را بايد كند! در همين سالهاى اخير يكى از مسئولين آمريكائى گفت ايرانىِ خوب و معتدل ايرانىاى است كه مرده باشد! ....سى سال كشور ما را تحريم كردند، كه البته اين تحريم به سود ما تمام شد......حالا دولت جديد آمريكا ميگويد ما مايليم با ايران مذاكره كنيم، بيائيد گذشته را فراموش كنيم. ميگويند ما به سمت ايران دست دراز كرديم. خوب، اين چه جور دستى است؟ اگر دستى دراز شده باشد كه يك دستكش مخمل رويش باشد، اما زيرش يك دست چدنى باشد، اين هيچ معناى خوبى ندارد. عيد را به ملت ايران تبريك ميگويند، اما در همان تبريك، ملت ايران را به طرفدارى از تروريسم، دنبال سلاح هستهاى رفتن و از اين قبيل چيزها متهم ميكنند!.... شعار تغيير ميدهند؛ اما در عمل تغييرى مشاهده نميشود. ما هيچ تغييرى نديديم. حتّى ادبيات هم عوض نشده است. رئيس جمهور جديد آمريكا از اولين لحظهاى كه رسماً به رياست جمهورى رسيد و نطق كرد، به ايران و دولت جمهورى اسلامى اهانت كرد؛ چرا؟ ....بايد تغيير حقيقى باشد.....يك وقت بگويند ما ميخواهيم سياست خودمان را تغيير دهيم، اما هدفها را عوض نميكنيم، تاكتيكها را عوض ميكنيم؛ اين تغيير، تغيير نيست؛ اين خدعه است.....يك جا يك جوان فلسطينى را كه از شدت فشار ناگزير ميشود يك حركت شهادتطلبانه انجام دهد، سيل تبليغات را بر سر او ميريزيد؛ اما از طرف ديگر رژيم صهيونيستى كه در ظرف بيست و دو روز آن فاجعه را در غزه به وجود مىآورد، جنايتهاى او را نديده ميگيريد؛ آن جوان را تروريست ميخوانيد، اين رژيم تروريست را ميگوئيد ما به امنيتش متعهديم؛.... ما همان آدم سى سال قبل، همان ملت اين سى سال هستيم. ملت ما از اينكه باز هم شما شعار بدهيد كه «مذاكره و فشار»، ما با ايران مذاكره ميكنيم، در عين حال فشار هم وارد مىآوريم - هم تهديد، هم تطميع - بدش مىآيد. اينجور با ملت ما نميشود حرف زد....
ما سابقهاى از دولت جديد و رئيس جمهور جديد آمريكا نداريم؛ نگاه ميكنيم، قضاوت خواهيم كرد. شما تغيير كنيد، ما هم رفتارمان تغيير خواهد كرد.
همسر امام
براى ملت ايران اين بانوى معظم خيلى عنصر ارزشمندى بود. ايشان دهها سال در كنار امام عزيز ما - كه قبلهى دلهاى اين ملت بود - در همهى آزمايشهاى دشوار، صبر و استقامت كرده بود، با امام همراهى كرده بود؛ خانمى برجسته و خود يك شخصيت بود.

البته امروز تو حرم مطهر امام رضا رهبری جوابشونو دادن و گفتن که ما تا به حال هیچ تغییری ندیدیم و هنوز تحریم ها رو علیه خود میبینیم و گول این حرف ها رو نمی خوریم.
البته جواب رهبر رو تو اکثر سایتای مطرح دنیا مثل بی بی سی تیتر اصلی خبرگزاریشون کرده بودند.
منتها برای این که مطلع شیم از حرفی که اباما به ما زده توی ادامه مطلب آوردم...هم زبون اصلی و هم فارسی. البته از وبلاگ امیدانه که مجموعه ی متن اصلی رو تو وبلاگش زده بود تشکر میکنم.
امام می گفت که مرد از دامن زن است که به معراج می رود.
ما هم این ضایعه ی دلسوز رو به همه ی ملت ایران و خانواده اش تسلیت می گوییم.
امیدواریم دوستان با شرکت در تشییع پیکر این مرحوم پاک و مطهر که به تعبیر سید حسن آقا "تجلیل از این بانوی بزرگ تجلیل از امام راحل ماست" در دانشگاه تهران راس ساعت ۹:۳۰ صبح و مراسم ترحیم از سوی مقام معظم رهبری در بیت ایشان ساعت ۱۷ است موجبات شادی روح ایشان شود.
سلام و تبریک سال نو خدمت دوستان خودم و کسایی که تو این یه ماه به من عنایت داشتند. امیدوارم سال خوبی باشه و الگوی مصرفمونو تغییر بدیم.
کسایی که به صحبت های رهبری با توجه به شخصیت حقیقیشو توجه دارند....میدونن که دیدشون دید تمدن سازیه....شما رو ارجاع میدم به بیاناتی که رهبری در مورد موسیقی یا سینما و هنر داشتند که کاملآ با نظرات اکثریت علما متفاوته و مثلآ اگه کتاب "هنر باید متعالی باشد" که گزیده ی صحبتاشون در مورد هنر هست خونده باشید که مبنای نظری ایشون بر مبنای تمدن سازیه میبینید که چه قد به ورود به این عناصر تمدن ساز تآکید دارن...

آغاز سال نو هم ما در تلویزیون پیام نوروزیشونو گوش دادیم و دیدیم که در ادامه ی تفکراتشون بحث الگوی مصرف...سبک زندگی و به نوعی به تعبیر اونوریا(life style) رو مطرح کردن و مشخص است که این پیام صرف مسائل اقتصادی نیست...این تفکر به دنبال ایجاد تمدن اسلامی قرن ۲۰ و ۲۱ است...نه صرفآ زندگی مسالمت آمیز و اکل میتی در تمدن غرب...این تفکر به دنبال در هم شکستن این تمدن منحط هست و در ادامش ایجاد تمدنی مبتنی بر آموزه های اسلام.
در این باب حرف طولانیست...من خواستم دیدم رو نسبت به پیام نوروزی آقا بگم...البته قول میدم در مقابل این نظر موضع بگیرید و صد البته خوشحال میشم نظرتونو در این مورد بگید...
به سایت پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری رفتم...ولی هنوز مشروح بیانات در سایت نبود...منتظر هستم که زودتر مطالب رو سایت بذارن...هم پیام نوروزی و هم سخنان آقا در حرم رضوی که بی نهایت جالب و تعیین کننده بود...مخصوصآ در مورد انتخابات که حرف هایی در مورد نظر شخصی و دولت نهم گفته که بی نهایت جالبه...منتظر باشید.
تو ییوندای روزانم مطلبی گذاشتم در مورد سخنرانی اخیر خاتمی و این که گفته:
ما هيچگاه ادعا نكردهايم كه موسوي به عنوان مظهر اصلاحات وارد عرصه شدهاند بلكه جامعه به وضعيتي رسيده كه همه بايد تلاش كنيم در اوضاع تغيير ايجاد شود. رییس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:«جامعه به وضعیتی رسیده که همه باید تلاش کنیم در اوضاع تغییر ایجاد شود و تغییر فوریترین مسئلهای است که مورد توجه ماست و هر کس بتواند آن را انجام بدهد باید به او احسنت گفت.»
یه مساله این که، باز هم دلیلی آورده ام بر عدم اصلاح طلبی میر حسین(راستی تو نظرسنجی جدید وبلاگ شرکت کنید.سمت چپ......میرحسین موسوی کیست؟)

دومین مساله شباهت شعار خاتمی به اوباما، یعنی تغییر

شاید بگید خیلی پرروم که دوباره تردید می کنم ممکنه اصولگرا باشه.
اولآ بگم که منظورم از اصولگرا اصولگرایی نیست که الان منتسب به جریانیست. بنده معتقدم اصولگرای واقعی و اصیل و منطبق با نظرات امام و رهبری ظهور پیدا نکرده و در نسل سوم انقلاب ما در حال شکل گیریست. ضمن اینکه از همه جریانات به راست سنتی...چپ سنتی...اصلاح طلبان منتسب به حزب مشارکت...اصلاح طلبان منتسب به خاتمی...کارگزاران و حامیان و همان که به نقل امام تا او زندست انقلاب هم زندست....دل به احمدی نژاد بسته بودیم و آن چه بر می آید او هم نتوانسته حرف ها را عملی کند(هرچند هنوز نا امید نشدیم).
منتها از نسل های قبلی شخصیتی از میر حسین در ذهن خود ساختیم که فکر می کنیم شاید بتواند نمونه ی یک اصولگرای واقعی باشد(البته به زلیخا هم همیشه خبر از یوسف می آوردند..منتها همش دروغ بود...ولی باز هم امید وار بود و فکر میکرد هنوز یوسف از زلیخا دل نکنده...ماهم اصولگرایی رو یوسفی می دانیم که رویش رو از این مردم و جامعه بر نگردانده. "خبرهای دروغ" هم ظهور شخصیت ها در هر زمان با نام اصولگراست....ولی ما بازهم به خبر های دروغ پاداش می دهیم...)
بریم سراغ تحلیل این نامه و این که آیا واقعآ دفاع های میرحسین از خاتمی اصولگرایی او را نقض میکند...
جواب محمد خاتمی به نامه ی میرحسین موسوی

بالاخره با انصراف خاتمی رقابت بین میرحسین و احمدی نژاد در خرداد آینده به اوج حساسیت رسید...
اینکه درآینده هنوز خاتمی محبوب دل مردم بماند یا نه؟ یا این که واقعآ محبوبیتش بیشتر شود؟ جریانات ضد انقلاب این پیشامد رو چه طور تفسیر میکنن؟ آیا باز ۴ سال دیگه مثل امسال خاتمی رو بازیچه ی خود قرار میدهند و بار دیگر او رو مطرح می کنند؟
متن انصراف نامه ی خاتمی در ادامه مطلب هست.
در این نامه ابتدا دکتر لاریجانی بر خلاف احمدی نژاد که یکسره وارد بحث شد ایام رو تبریک گفت...که نشان از تسلط دیپلماسی و حفظ خونسردی داشت.سپس با یک تیکه ی سیاسی اشاره کرد که قبل از اینکه نامه به دستم برسد از رسانه ها خواندم....
نامه ی دکتر لاریجانی در دو محور بود: وجاهت قانونی اصل نامه و وجاهت قانونی موضوع نامه
۱. دکتر احمدی نژاد در شروع نامه به اصل ۱۱۳ قانون اساسی و ماده (15) قانون تعيين حدود وظائف و اختيارات و مسئوليت هاي رياست جمهوري ايران مصوب سال 136۵استناد میکند و بر همین اصل به خود اجازه ی تذکر را میدهد. دکتر لاریجانی هم با بی اساس خواندن قانونی ماده ۱۵ قانون تعیین.... و آوردن اصل ۵۷ در مورد تقنین مجلس در هر زمینه ای در حدود قانون و شرع اثبات میکند که تذکر احمدی نژاد وجاهت قانونی ندارد. در این مورد به نکات تحلیلی زیر توجه فرمایید:
ما در اصل ۵۲ که مورد نظر رییس جمهور بود اصلی داریم که اختصاصآ به مسآله ی بودجه مربوط میشود. و در این اصل اذعان شده که دولت تهیه..... مجلس بررسی و تصویب ......تغییر در چارچوب قانون.
لاریجانی ابتدا به اصل تفکیک قوا در اصل ۵۷ تآکید میکند. برداشت غلطی که همواره در مورد تفکیک قوا مطرح است همین است که وقتی دو قوه از هم مستقلند حق دخالت دیگر قوا نیست.در حالی که در کتب حقوقی مطرح ازجمله بایسته های حقوق اساسی مطرح میشود که ناگزیر فعالیت های قوا با هم هم پوشانی دارد و تفکیک صد در صدی غیر ممکن است و هماهنگی قوا به اتحاد و انسجام مجموعه ی نظام کمک می کند.....
در جایی به اصل ۷۱ استناد میکند که اجازه ی تقنین در همه ی موارد در حدود قانون و شرع را داده...باید توجه شود که اولا وقتی ما اصلی در مورد بودجه اختصاصآ داریم، به اصول کلی رجوع نمی کنیم. ثانیآ وقتی تغییرات در لایحه بودجه تغییر بررسی شود در واقع خلاف قانون عمل شده است.پس استناد به اصل ۵۷ جایگاه قانونی ندارد.
همچنین ماده (15) قانون تعيين حدود وظائف و اختيارات و مسئوليت هاي رياست جمهوري ايران مصوب سال 136۵ که احمدی نژاد به آن استناد کرده بود را رد کرد و ثابت کرد این ماده قبل از اصلاحیه ی قانون اساسیست و به نظر می آید اگر نکته تکمیلی دیگری نباشد حق با لاریجانیست.
استناد دوم احمدی نژاد هم که به اصل ۱۱۳ قانون اساسی برمیگردد ارتباطی به تذکر او ندارد و تذکر او را قانونی نمی کند. چون در اصلاحیه قانون اساسی تنظیم روابط قوای سه گانه از رییس جمهور به مقام رهبری منتقل شد. ولی احتمالآ منظور دکتر احمدی نژاد در مورد رای تفسیری شورای نگهبان در سال ۵۹ می باشد که در این رای با استناد به اصل ۱۱۳ قانون اساسی حق دادن تذکر رییس جمهور به قوه قضاییه را بر این شخص حقوقی داده.... منتها در مورد تذکر به قوه مقننه تا به حال ماده یا رایی نداشتیم...
آنچه لاریجانی تلاش داشت این بود که این نامه را غیر قانونی اطلاق کند و با رد صحیح استدلالات احمدی نژاد به این هدف رسید. اما مغالطه ی ظریفی که اینجاست این است که با رد اسندلالات رییس جمهور نامه غیر قانونی نمی شود. اصلآما در مورد تذکرات قانونی نداریم که بخواهد آن را قانونی یا غیر قانونی جلوه دهد.پس در موارد سکوت قانون اصل بر این است که مشکل قانونی نداریم. جدای از همه ی اینها به علت هم پوشانی بسیاری فعالیت های قوا نوشتن این نامه ها و لزوم همکاری بیشتر بسیاری عادی و طبیعی به نظر میرسد و صحیح نیست که ما این ها را از وجاهت قانونی ساقط کنیم.به علاوه رییس جمهور می تواند مطابق رای تفسيري شماره 8255/ش مورخ 12/9/59 شوراي محترم نگهبان به قوه قضاییه تذکر و اخطار دهد و این نتیجه را می توان گرفت که دادن تذکر بین دو قوه علی الخصوص رییس جمهور که مطابق اصل ۱۱۳ عالی ترین مقام رسمی کشور پس از رهبریست به دیگر قوا مشکل حقوقی ندارد. در حالی که باز می گویم سکوت قانون در مورد اجازه تذکر قوه مجریه به قوه مقننه نشان از عدم اجازه نیست.
پس تا این جا اصل نوشتن نامه ایرادی نداشت و با وجود استنادات نا صحیح رییس جمهور، ایشان حق تذکر نامه به هیآت رییس مجلسرا داشتند.
در جایی هم لاریجانی گفت که وظیفه ی تذکر دادن طبق اصل ۹۱ قانون اساسی برعهده ی شورای نگهبان است. حرف کاملآ متین است...ولی تذکر شورای نگهبان جنبه ی مولایی و قانونی دارد...ولی تذکر رییس جمهور جنبه ی ارشادی و صرفآجهت هماهنگی
۲. در مورد موضوع نامه هم باز باید به اصل ۵۲ قانون اساسی که به طور اختصاصی در مورد بودجه است استناد شود....همان طور که گفته شد در این اصل اذعان شده که دولت تهیه..... مجلس بررسی و تصویب ......تغییر در چارچوب قانون.
این جا مشخص است که لایحه ی بودجه باید تقدیم مجلس شود و مجلس صرفآ با بررسی و نه تغییر آن را به تصویب برساند. هر گونه تغییر هم باید تابع مقررات مقرر در قانون باشد. این جا یک شبهه ی حقوقی مطرح میشود که منظور از "تغییر باید تابع مقررات مقرر در قانون باشد" یعنی چه؟ در واقع تابع کدام قانون باشد؟
دکتر لاریجانی این قانون را ماده ی ۱۴۵ آیین نامه داخلی مجلس عنوان میکند. ولی من پس ازمشاهده ی این ماده و مواد مربوط هیچ گونه اجازه ی تغییر کلی کمیسیون ها و مجلس به طرح ها و لوایح را نمی دهد. بلکه میگوید کمیسیون ها حق شور و بررسی دارند و معلوم نیست چگونه رییس مجلس به این ماده استناد کرده. پس این استناد لاریجانی نادرست بود...
از طرفی هم باید توجه شود که قانونگذارتصریح کرده که باید دولت بودجه را به مجلس ارائه کند. یعنی اصل لایحه ی بودجه است و مجلس حق تغییرات کلی را ندارد. و الا قانون گذار روش بهتری برای قانون نویسی می گذاشت که بفهماند که مجلس باید بودجه بنویسد. پس اصل پیشنهاد دولت است.
در این جا همان طور که در نامه ی رییس دولت آمده بود، رای تفسیری شورای محترم نگهبان به شماره 287 مورخ 1374.03.17 اذعان می کند که: مطابق اصل 52 قانون اساسي بودجه سالانه كل كشور و متمم و اصلاحات بعدي آن ميبايست به صورت لايحه و از سوي دولت تقديم شود و تصويب آن به صورت طرح ممكن نيست.
حال در مورد حق دادن به یکی از دوطرفین باید ادامه ی کار رو به اهل فن، اقتصادیون و سیاسیون گذاشت که تحقیق کنند که دخالت های مجلس محترم در حد عرف بوده و "بررسی" به این تغییرات اطلاق میشود یا تغییرات در آن حدی است که این لایحه را به طرح تبدیل کرده. البته آمار احمدی نژاد در نامه ی مذکور نشان از خارج از عرف بودن این تغییرات است و اطلاق "بررسی" به این تفاوت ها بی انصافیست. هرچند دکتر باهنر نایب رییس دوم مجلس دیرئز در تماس تلفنی با واحد مرکزی خبر تغییرات را در حد عرف و مرسوم اعلام کرد. ولی برای من قابل قبول نبود. چون آمار احمدی نژاد رسمی تر و مورد استنادتر بود. به هرحال بقیه ی کار با اهل فن.
خوشحال میشم اگه اهل فنی هست نظراتشو در مورد تغییرات مجلس بده. هرچند که باخبر شدم شورای نگهبان مانع تصویب لایحه! ی بودجه شده و الان در کمیسیون تلفیق در حال بررسیست و قول هم دادند تا قبل از آغاز سال جدید لایحه ی بودجه هم به تصویب برسد. ظاهرآ ایرادات شورای نگهبان ۸ مورد بوده....
ضمنآ اصول قانون اساسی ذکر شده در نامه به اضافه ماده ی ۱۴۵ آیین نامه ی داخلی مجلس و دو رای تفسیری شورای محترم نگهبان در ادامه مطلب اومده.
حقوقی ها هم حتمآ در مورد برداشت حقوقیم بنویسن که استفاده کنیم. تحلیل ها ۱۰۰٪ مال خودمه. این ها هم کاملآ به دور از جناح فکری و سیاسی تحلیل شده و صرفآ حقوقی و با استنادات قانونی بیان شده است و به نفع کسی انجام نگرفته....
برای دومین بار خلاصه ی صحبت های آقا رو در اینجا و متن کامل رو در ادامه مطلب گذاشتم:
<<<درست است كه هدايت پيغمبر در طول قرنهاى متمادى هنوز همهى بشريت را فرا نگرفته است؛ اما اين چراغ فروزان، اين شعلهى روزافزون در ميان بشريت هست و بتدريج در طول سالها و قرنها انسانها را به سمت اين چشمهى نور هدايت ميكند.
يكى از وظائف بزرگ و درجهى اول ما مسلمانهاست، مسئلهى اتحاد و وحدت است.
حرف كافى نيست؛ اسمگذارى كافى نيست؛ عمل بايد بكنيم؛ بايد برويم به سمت وحدت. امروز دنياى اسلام محتاج وحدت است.
يك عامل، عامل درونى ماست: تعصبهاى ما، پايبندىهاى ما به عقايد خودمان؛ هر گروهى براى خودش. بايد بر اين فائق آمد. ايمان به مبادى خود و اصول و عقائد خود چيز بسيار خوب و پسنديدهاى است؛ پافشارى بر آن هم خوب است؛ اما اين نبايد از مرز اثبات به مرز نفى و همراه با تعرض و دشمنى و عداوت تجاوز كند........احترام به ديگران، حدود ديگران، حقوق ديگران و حرمت افكار و عقايد آنها را نگه دارند و بحث و مجادله را براى مجالس علمى بگذارند. علما و اهل فن، ميخواهند بنشينند مباحثات مذهبى كنند، بكنند؛ اما مباحثهى مذهبىِ عالمانه و در محفل علمى، با بدگوئى به يكديگر در علن، در سطح افكار عمومى، در مخاطبهى با افكارى كه قدرت تجزيه و تحليل علمى ندارند، فرق ميكند؛ اين را بايستى علما مهار كنند؛ مسئولان بايد مهار كنند. همهى گروههاى مسلمان در اين مورد وظيفه دارند. شيعه هم وظيفه دارد، سنى هم وظيفه دارد؛ بايد به سمت اتحاد بروند. اين يك عامل كه عامل درونى است.
يك عامل بيرونى هم دست مغرضِ تفرقهافكنِ دشمنان اسلام است. نبايد از اين غفلت كرد. نه فقط امروز، بلكه از آن روزى كه قدرتهاى مسلط سياسى در دنيا احساس كردند كه ميتوانند روى ملتها اثر بگذارند، اين دست تفرقهافكن به وجود آمده و امروز از هميشه شديدتر است..... وسائل ارتباط جمعى، وسائل مدرنى كه امروز وجود دارد، اين هم كمك ميكند. اينها آتشافروزند؛ آتشافروزند؛
حالا آمدهاند مسئلهى قوميت را مطرح كردهاند؛ مسئلهى عربيت و غيرعربيت؛ دعواى بين اينكه مسئلهى فلسطين مختص به عربهاست و اصرار بر اينكه مختص به عربهاست، براى اينكه غيرعرب حق ندارد در مسئلهى فلسطين دخالت كند! چرا؟ مسئلهى فلسطين، مسئلهى اسلامى است؛ عرب و عجم ندارد.در مسائل دنياى اسلام اگر پاى قوميت به ميان آمد، بزرگترين عامل تفرقه به وجود آمده است.
وظيفهى درجهى اول هم بر دوش سياستمداران است. مسئولان و زمامداران كشورهاى اسلامى بهوش باشند. اين فرياد ممكن است از گلوى بعضى از سياستمداران خودى خارج شود؛ اما ما اشتباه نميكنيم. ما در شناخت عامل اصلى خطا نخواهيم كرد. از گلوى اينهاست، اما مال اينها نيست؛ فرياد، فرياد ديگران است، مربوط به قدرتهاى استكبارى دنياست. آنها هستند كه مخالف وحدت امت اسلامىاند. اگر از حنجرهى كسانى از داخل امت اسلامى هم خارج شود، اينها فريب خوردهاند. اين صدا، صداى اينها نيست. اين صداى آنهاست؛ اين صدا را ميشناسيم
باز در درجهى مهم و بالا، انديشمندان، كسانى كه با مغز و دل مردم سر و كار دارند؛ علماى دين، روشنفكران، نويسندگان، روزنامهنگاران، شعرا، ادبا، دانشمندان دنياى اسلام، اين وظيفهى بزرگ را بر عهده دارند كه به مردم، سرانگشتانى را كه ميخواهند در اين وحدت اختلال كنند و اين رشتهى مستحكم الهى را از دست مسلمانها بگيرند، معرفى كنند.
قرآن به ما صريحاً ميگويد: »و اعتصموا بحبل اللَّه جميعاً« >>>
پس از حدود یک سال و اندی از نامه عجیب و تند محمود احمدی نژاد به دکتر حداد عادل و دیگر نمایندگان مجلس...و شاید صحنه ی تقریبآ زشت و زننده میان دو قوی ی تقریبآ هم فکر... بار دیگر ایشان نامه ی دیگری به دکتر لاریجانی نوشتند و با لحنی تند اصل ۵۲ قانون اساسی رو به ایشان در مورد تصویب برنامه ی بودجه گوشزد کردند.
البته من اصل نامه را در ادامه مطلب گذاشتم...منتها یه سری مقدمه و چکیده و مقداری تحلیل خدمتتون ارائه می دهم.
طبق اصل ۵۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران:
<<بودجه ی سالانه ی کشور به ترتیبی که در قانون مقرر می شود از طرف دولت تهیه و برای رسیدگی و تصویب به مجلس شورای اسلامی تسلیم می گردد.هر گونه تغییر در ارقام بودجه نیز تابع مراتب مقرر در قانون خواهد بود.>>
پس تهیه بودجه با ریاست جمهوری و صرفآ رسیدگی و تصویب به عهده ی مجلس خواهد بود. رسیدگی غیر از تغییر است. چنان چه در همین اصل تغییر از تفکیک جدا شده.به نظر می رسد بررسی: تغییرات جزیی و در حد عرف می باشد و تغییر: تغییرات کلی است. پس فکر میکنم قانون اساسی در این موارد نقص یا خلآ ندارد.(لطفآ حقوقیا در مورد این برداشتم از اصل ۵۲ نظر بدن. آیا با من هم نظر هستید؟)
شوراي محترم نگهبان طي نظريه تفسيري شماره 287 مورخ 1374.03.17 صريحاً و به درستي اعلام داشته است كه: << مطابق اصل 52 قانون اساسي بودجه سالانه كل كشور و متمم و اصلاحات بعدي آن ميبايست به صورت لايحه و از سوي دولت تقديم شود و تصويب آن به صورت طرح ممكن نيست.>>
پس همین رای تفسیری شورای محترم نگهبان هم موید نظر بالا در مورد اصل ۵۲ می باشد.
چون رییس جمهور اصل ۱۱۳ را هم در این نامه متذکر شدند را در زیر مینویسم و بعد تحلیل کوچکی ارائه می دهم:
طبق اصل ۱۱۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران:
<<پس از مقام رهبری...رییس جمهور...عالی ترین مقام رسمی کشور است و مسوولیت اجرای قانون اساسی و ریاست قوه مجریه را در اموری که مستقیمآ به رهبری مربوط می شود...بر عهده دارد.>>
البته آقای احمدی نژاد این اصل رو در ابتدای نامه جهت قانونی کردن نامه ی خود ابراز می دارد و این از شگردهای حقوقیست. یعنی مخصوصآ وکلا باید دقت کنند که در شروع صحبت سعی کنند بگویند که مثلآ من به استناد فلان اصل یا ماده ی قانونی میخواهم این مطلب رو ایراد کنم.
خب به هر حال این اقدامات آن هم دو بار در کمتر از دوسال از سوی دولت محترم به نظر میرسد که یا ایراد از شخص دکتر احمدی نژاد یا مشاوران ایشان در مورد این موضوع است و یا مشکل از اقدامات مجلس محترم است که این گونه رییس جمهور رو برآشفته.
میدونیم که در این مدت بررسی لایحه ی بودجه آقای احمدی نژاد و کابینه محترم بیشترین رفت و آمد ها رو در مجلس داشتند و این به نظر نمی رسد که رییس جمهور پیش از اطلاع دادن نارضایتی های خود به مجلس...این نامه را انتشار دهد. پس باید خیلی به دولت سخت گذشته باشد که دولت رو مجبور به این کار به صورت عمومی کرده.
حالا مجلس هم در این دو دوره عملکرد درخشانی نداشته و در بسیاری از جاها برخلاف مصالح نظام و مردم و صرفآ جهت پیشرفت منطقه ی خود با هزینه ی برنامه های غلط به ضرر مردم دیگر مناطق انجام گرفت...ولی باز باید این پدیده بیشتر بررسی شود(منظورم از پدیده همین نامه بود.)
به هر حال این نامه تصویر زیبایی ندارد.
این نکته را باید بعد از مطالعه نامه توسط شما بزنم...ولی الان میگم:
به نظر بنده با استناد به اظهاراتم درابتدای مطلب در مورد جایگاه قانون در بودجه به نظر می رسد حق با دولت محترم است. چون وظیفه ی مجلس فقط بررسی و تغییرات جزیی بود و نه تغییر....ولی طبق آماری که آقای دکتر در نامه ارئه دادند...فعالیت ها و تغییرات مجلس خارج از عرف عنوان بررسیست و عملآ دارد تغییر ایحاد میکند وشاید می شد روش بهتری رو در مورد اظهار نارضایتی بیان کرد.
لطفآ حقوقی ها حتمآ در مورد این پست نظر بدن...البته دلیل نمیشه بقیه نظر ندن.
باید رفت به سمتی که دیگه اسم این مطلب ادامه دارو عوض کرد و ایشالا دفعه بعد ننویسیم " میرحسین اصولگرا یا اصلاح طلب؟؟؟!!! "
بنویسیم "میرحسین اصولگرا"
امروز سر سلف دانشگاه با یه احمدی نژادی تیر نشسته بودم و بعضی موقعا به خاطر نظراش باهاش بحث میکردم.. گفت: شعاراش مثل احمدی نژاده....مستضعفین...عکسمو چاپ نکنین... والبته از این پیشامد احساس خوبی نداشت
تو روزنامه ها هم که خوندم امروز خانم اشراقی گفته(خانم محمد رضا خاتمی): اصلاح طلبان دو کاندیدا بیشتر ندارن:خاتمی و کروبی. چون میرحسین یک اصولگراست."
مطلب کامل تر رو رو ادامه مطلب آوردم.
ولی به هرحال ازین جریان به وجود آمده خیلی خوشحالم و استقبال میکنم و امیدوارم ادامه داشته باشه.یعنی بازهم اصلاح طلبا خودشونو از میرحسین جدا کنن و خود مهندس میرحسین موسوی هم با شعاراش اصولگرایی خودشو ثابت کنه....
رئيس جمهور قانوني را ابلاغ كرد كه بر اساس آن، قانون سهم الارث زنان اصلاح شده است.به گزارش ايلنا، بر اساس اين قانون جديد، زوجه از تمام اموال زوج ارث مي برد و زوجه در صورت فرزندار بودن، يك هشتم از عين اموال منقول و يك هشتم از قيمت اموال غيرمنقول اعم از عرصه و اعيان را ارث مي برد. بر اساس اين قانون، مواد (946) و (948) قانون مدني مصوب 18 ارديبهشت 1387 اصلاح و ماده (947) آن حذف شده است. بر اساس بخش ديگري از اين قانون، در صورتي كه هيچ فرزندي نداشته باشد، سهم زوجه يك چهارم از كليه اموال به ترتيب فوق است. اين قانون همچنين تصريح دارد كه هرگاه ورثه از اداي قيمت امتناع كنند، زن مي تواند حق خود را از عين اموال استيفاء كند.احمدي نژاد اين قانون را كه شامل اصلاح موادي از قانون مدني است و در مجلس تصويب شده است را بدون ارائه نظر از سوي شوراي نگهبان در مهلت مقرر براي اجرا ابلاغ كرد.
آيا توقعات نظام از تاسيس اين دانشگاه برآورده شده؟تا چه حد شده؟
دوست دارم جواب اين سوالو خودتو بذاريد تو نظرات...
ضمنآ عکس هاي مرتبط رو از لينک زير از سايت فارس ببينيد...

بنده خودم که تا سه سال حامی سرسخت احمدی نژاد فقط به خاطر گفتمان و تفکر انقلابیش بودم...به علت دلایل مختلف و احساس در مشکلات اقتصادی ایجادشده از عملکرد دولت فعلی...تا حدودی اعتقادم به او نرم تر شد و حالا با اعلام کاندیداتوری ایشان دودلی ها ایجاد شد.
بیانیه ایشان نشان میدهد که با یک آدم سیاست زده ی جناحی روبرو نیستیم و او از اولیه اخلاق به طور واقعی برخوردار است و تمام انتقاداتش به دولت قانونی و فعلی نهم بر مبنای علمی بوده و نه مثل کاندیدای دیگر اصلاح طلبان صرفآ لجن پراکنی و فحاشی به دولت نهم.
به دو دلیل ممکن است به احمدی نژاد رای دهم: ۱.ترس از رای آوردن سید محمد خاتمی ۲.ترس از شکست و تخریب چهره ی احمدی نژاد
امیدوارم با نظراتتون ایده ی منو اصلاح کنید. یک بار دیگر تآیید می کنم اتصال میرحسین به اصلاح طلبان...اشتباهیست که بعدآ عواقبش را خواهیم دید و صد البته که تفکر او به اصولگرایی شبیه تر است. هرچند اگر او را فراجناحی به حساب بیاوریم شایسته تر است.
فقط یه سوال مهم این که کاش در بیانیه اسمی از مقام معظم رهبری آورده میشد تا گمانه زنی ها در مورد اختلاف نظر با رهبری برچیده میشد..........
متن بیانیه را در سایت کلمه(راستی از امروز "کلمه" رو لینک میکنم) یا ادامه مطلب بخونید
سایت خبری تحلیلی کلمه(متعلق به میرحسین موسوی)
متن اصلی رو در ادامه مطلب بخوانید.
منحنی قامتم، قامت ابروی توست
خط مجانب بر آن، سلسله گیسوی اوست
حد رسیدن به او، مبهم و بی انتهاست
بازه تعریف دل، در حرم کوی دوست
چون به عدد یک تویی من همه صفرها
آن چه که معنی دهد قامت دلجوی توست
پرتوی خورشید شد مشتق از آن روی تو
گرمی جان بخش او جزئی از آن خوی توست
بی تو وجودم بود یک سری واگرا
ناحیه همگراش دایره روی توست
(پروفسور هشترودی)
تو این پست یه مصاحبه زیرکانه قرار دادم که حتمآ بخونید و موضع خاتمی رو در قبال استراتژی انتخاباتیش ببینید. این در واقع در تآیید پست قبلیم در مورد اظهارات نماینده مجلس اصولگرا بود که رفتارهای این چنین به افزایش آرای جناح مقابل منجر میشود.
خود آقای میردامادی تآیید کرده که رفتار جریان راست سنتی در انتخابات ۷۶ عامل پیروزی خاتمی بوده و هنوز بی منطق به این رفتار ادامه می دهند. مردم شناسی جامعه ی ما نوع خاصیست و باید این را جریانات اصولگرایی بفهمند که با تضعیف یک شخصیت لزومآ رای آن ها هم افزایش نمیابد و نمونه ی عملی اون رو در انتخابات ناطق-خاتمی و احمدی نژاد-هاشمی به یاد بیارید...
شاید این حرف خیلی دقیق نباشد...ولی می گویم که رییس جمهور کسی نیست که محبوبیت داشته باشد و قوی تر باشد....بلکه کسی انتخاب می شود که مظلوم واقع می شود و همه جریانات مخصوصآ دولتی اورا تخریب یا منزوی میکنند.
تآکید مهدوی کنی هم دقیقآ در راستای همین بود که تخریب چهره های انتخاباتی عاقبت به ضرر جریان مخرب منتهی می شود.
پس حتمآ مصاحبرو که در ادامه مطلب به نقل از روزنامه اعتماد آوردم رو بخونید که استراتژی این جریان رو تا امروز در کلام میردامادی استخراج کنید...در واقع به نظر بنده این ها بی خردی های جریان مخالف امید دارند و رای فوق العاده ای کسب خواهند کرد...البته اگر اصولگرایان باهوش نباشند.
این نماینده مجلس می گوید: " استقبالات مردمی نشانه مقبولیت نیست."
خب برادر من..چرا نسنجیده حرف میزنی. اگر ملاک استقبال مردمی نیست پس دلیلی ندارد که احمدی نژاد هم با این اماره ها محبوب تلقی گردد و اگر ملاک هست به مردم حق بدهید که این عمل رو نشان از علاقه خود به رییس جمهور سابق بدانند.
حالا این حرف انقدر مهم نبود که بخوام یه پست بابتش هزینه کنم و میتونستم تو پیوندای روزانم بذارم(راستی پیوندای روزانمو ببینید). بهونه ای بود که این مطلب رو در میون بذارم که:
برادرانی که اسم خود را اصولگرا میگذارید و از حیث اسم با شما هم عقیده ایم....در رفتار خود دقت فرمایید...مردم می فهمند...بیش از آن چه من و شما فکر کنیم...با این اراجیف هرچند فکر میکنیم داریم خاتمی را خراب می کنیم.......ولی فقط فکر میکنیم و واقعیت کاملا خلاف این رخ می دهد...چنان چه انتخاب خاتمی و شکست ناطق نوری نمونه ایست که تجربه کردیم...
خواهشآ برادران وخواهران من در علم سیاست..بدانند که ظرفیت فوق العاده ای بالقوه جهت بی اخلاقیهای انتخاباتی وجود دارد...خواهشآ به این فضا دامن نزنید... و جزو شرکای این جرم اخلاقی نباشید...
من اعتقاد دارم که این فضای برای آبروی روحانی متشخصی مثل سید محمد خاتمی خطرناک است...
خدا به خیر بگذراند...
خبرگزاري فارس: موسوي يكي از نامزدهاي اصلاح طلبان در سي و چهارمين نشس
ت مجمع نمايندگان ادوار مجلس حضور نيافت، اما در پيامي به نشست ادوار مجلس اعلام كرد: تقسيم بندي اصلاح طلب - اصولگرا اصرار نيروهاي سياسي به سرايت دادن تفرقه خويش به جامعه است.
عمر تو مثل یه منحنی روی خودت دور میزنه....مثل صفر... باز از آخر میرسی به اول!!!
می مونی... میگندی... مثل مرداب.... مثل حوض بسته میشی....مثل دایره....مثل صفر...
اما اگر جلوی یک بنشینی.....
اگر بخوای فقط برای یک باشی...از پوچی و تنهایی دربیای......" همنشین یک باش..."
متن اين بيانيه كه از سوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شيراز، بسيج دانشجويي دانشگاه شيراز، ستاد يادواره شهداي دانشگاه شيراز، بسيج دانشجويي دانشگاه علوم پزشكي شيراز، جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي شيراز، ستاد يادواره شهداي دانشگاه علوم پزشكي شيراز، بسيج دانشجويي دانشگاه آزاد اسلامي واحد شيراز، تشكل وصال دانشگاه آزاد اسلامي واحد شيراز، بسيج دانشجويي آموزشكده فني شهيد باهنر شيراز و بسيج دانشجويي دانشگاه صنعتي شيراز خطاب به سيدمحمد خاتمي رئيس بنياد باران صادر شده، به شرح ذيل است: (در ادامه مطلب)